ده حرف آخر
܀ I'm Callin' U ... ! ܀ تخليه مي شويم ܀ پاييزانه ܀ من آن نقش آفرين نقاش ِ پيرم ܀ دردم نهفته به ز طبيبان مدعي ܀ Federico Garcia Lorca ܀ جان بی جمال جانان میل جهان ندارد .... هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد ܀ Lithium- don't want to lock me up inside ܀ عقايد نو كانتي از آن ِ من ، شقايق نُرماندي از آنِ تو ܀ mamless
ملکه و شاه زاده ها
جست و جو
تبليغات
|
پنجشنبه ، ۳ آبان ۱۳۸۶
܀ تخليه مي شويممن دلم سخت گرفته ست از اين ميهمان خانه ي ميهمان كُش ِ روزش تاريك ... ! . واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
كافهكتابهاي نشر ثالث، بدرقه جاويدان، دروس، ويستار، شهر كتاب ونك و كتاب روشن به بيان ژرناليستي تخليه شدند. به اهانت وقتي عادت كنيم بستن در ورودي ِ كتاب فروشي و نداشتن اجازه ي ورود را مي خوانيم : تحليه شدن. گويا پيش تر ها اين فعل را در بافت كلامي ِ تخليه باري و حمل و نقل ِ اشيا استفاده مي كردند. ديروز بتهوون از اينكه نمي توانست اجاره ي ماهانه را بپردازد تعطيل مي شود، بعد اجازه ي برگزاري نشست هاي بخارا از علي دهباشي گرفته مي شود، امروز هم كه كافه كتاب ها بسته شدند. بشر در جنگ ِ با خودش به خودش پيروز مي شود وقتي كه خودش را كشته باشد. . / ملكه سبا / 21:59 /
|
![]() |