ملکه و شاه زاده ها
جست و جو
 
F8 : تغيير زبان          Farsi

تبليغات
© Phoenix Design Group
www.siapac.ws


پنجشنبه ، ۳ آبان ۱۳۸۶
܀ تخليه مي شويم

من دلم سخت گرفته ست از اين ميهمان خانه ي ميهمان كُش ِ روزش تاريك ... !

.
.
.
.
.
.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنن
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند


كافه‌كتاب‌هاي نشر ثالث، بدرقه جاويدان، دروس، ويستار، شهر كتاب ونك و كتاب روشن به بيان ‍ژرناليستي تخليه شدند. به اهانت وقتي عادت كنيم بستن در ورودي ِ كتاب فروشي و نداشتن اجازه ي ورود را مي خوانيم : تحليه شدن. گويا پيش تر ها اين فعل را در بافت كلامي ِ تخليه باري و حمل و نقل ِ اشيا استفاده مي كردند.

ديروز بتهوون از اينكه نمي توانست اجاره ي ماهانه را بپردازد تعطيل مي شود، بعد اجازه ي برگزاري نشست هاي بخارا از علي دهباشي گرفته مي شود، امروز هم كه كافه كتاب ها بسته شدند.

فردا بايد انتظار قفل بزرگي را بكشيم كه روي كانال هاي فكريمان مي گذارند، دهان بند كفايت نمي كند اين بشر قادر به وراي خدايي شدن را هم دارد از آن جنبه كه انتخاب ِ فكر شما را هم مي پذيرد، برايتان بافت كلامي مي سازد مثل پازل هاي كودكانه كه بيش از چهار پنج قطعه ندارند.
" لطفا، برايمان فكر كنيد " اين بود جمله اي كه تاريخ در قهقراي ِ تو در توي خود تكرار مي كرد، پژواكش كه رسيد يادمان افتاد نبايد رياد از حد فكر كنيم،‌" برايمان تصميم بگيريد، لطفا " ... !

بشر در جنگ ِ با خودش به خودش پيروز مي شود وقتي كه خودش را كشته باشد.

در داستان بزرگ ِ "شازده كوچولو" قسمتي هست كه او وارد سياره اي مي شود و پادشاه تنهايي را مي بيند وقتي فقط خودش را دارد و براي تنهايي ِ خودش حكمراني مي كند، نهايت ِ استيصال ِ پادشاه تمنايي بود كه از شازده كوچولو داشت تا بماند و تنها كسي باشد كه برايش حكم صادر كند گاهي مجرم بشناسدش و چندي بعد ببخشدش،‌ گاهي به وزير خود منسوب كندش و گاهي به او دستور بدهد كه دستوري داده باشد.
و شازده كوچولو مي رود ....

خيلي شازده كوچولو در كشورمان نمانده كه آن ها هم بگذارند و بروند (يا شايد هم تخليه شوند )... !

.
.
.
.
.


/ ملكه سبا / 21:59 /