ملکه و شاه زاده ها
جست و جو
 
F8 : تغيير زبان          Farsi

تبليغات
© Phoenix Design Group
www.siapac.ws

شنبه ، ۱۹ آبان ۱۳۸۶
܀ I'm Callin' U ... !

I'm Callin' U ... !


ديرزو كردگدن شدم
با دست هايم كه هوار زدند
و دو شاخ روي گونه هاي زنآبانه

خيابان از چشم خانه هاي متعجب
با مردمان كودني كه فقط تو را نگاه مي كنند
روي سم هايم درد مي كشيدم
من انسان بوده ام كه فراموش كردم اين روز هاي باران
ريز مي ريزد
يونسكو بوده ام كه تمام جهان را كردگدن شدم !
درد مي كشيدم هوار

من،
اولين زن كردگدن در تهران
به سال سيلي زني كه هشتاد و شش بار بود و مي گذشت
در انزواي خاكستري ِ پوستم
موهاي كردگني ام را شانه مي زنم

من،
اولين زن ِ‌شاعر ِ كردگدن در تهران
از شهرك غرب كراك مي زدم تا دراگ هاي نا مرغوب پايين تر ها
خودم را افليج مي كشيدم
دخترانم را چادر به سر
به تخت خواب هاي خياباني مي بردم
هلهله برايشان اتوبان مي كشد كه جهازيه را
با سيني تركمن
دستمال رنگي از زباله هاي خاكستري بيرون مي كشيدم
مثل جنازه اي
در هند
سوخته مي سوزم ... !

تشييع مي كنم خودم را با لاشه ي كردگدني

سرد

سنگين

با شاخ هاي بلند جهان را مي شكافم
شايد باران بريزد در مراسم ِ مرگ‌باوري
پاييز بود وقتي كردگدن مُرد
مادرم گفت بسوزانش
خانه جايي براي مرگ باقي ندارد

از شاخ هايم
برجي ساختند كه وقتي دلت سرد بود
روزي چند بار خودت را پرت كني ... !


پنجشنبه ، ۳ آبان ۱۳۸۶
܀ تخليه مي شويم

من دلم سخت گرفته ست از اين ميهمان خانه ي ميهمان كُش ِ روزش تاريك ... !

.
.
.
.
.
.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنن
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهند آبی که دلها را توانگر میکنند
حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند


[ادامه ی اين يادداشت را بخوانيد]

/ ملكه سبا / 21:59 /

آدينه ، ۶ مهر ۱۳۸۶
܀ پاييزانه

ماه ِ‌قرمز
روي موج ِ شب
تكه تكه مي شد
و خون ِ سفيدش در نيمه هاي خواب
وسط آسمان چكه مي كرد ...


aseman


/ ملكه سبا / 23:23 /

چهارشنبه ، ۱۴ شهريور ۱۳۸۶
܀ من آن نقش آفرين نقاش ِ پيرم

... !

[ادامه ی اين يادداشت را بخوانيد]

/ ملكه سبا / 18:59 /

دوشنبه ، ۵ شهريور ۱۳۸۶
܀ دردم نهفته به ز طبيبان مدعي

در مردگان خويش نظر مي بنديم با طرح خنده اي

[ادامه ی اين يادداشت را بخوانيد]

/ ملكه سبا / 23:38 /